کژي با دانش راست مي شود . [امام علي عليه السلام]
مـــــر د ا د 6 8 - مـــر گ بــــر ا ســــر ا ئــــيــــل
 
 
  • من
    مـــــر د ا د  6  8 - مـــر گ بــــر ا ســــر ا ئــــيــــل
    مدير وبلاگ : يه گداي بي نوا ![35]
    نويسندگان وبلاگ :
    سید (@)[0]

    من از آسمون هفتم[1]

    درس ميخونم نياز به محبت دارم نه محبت شما! تن ها استم! زياد من من مي کنم من!
  • با حـــــا ل هــــا
  • چشمه های در چاه
  • چشم های من
  • برقی از چشم های من
  • اوقات جزرومد چشمه ها
  • هم چشمه و هم چشم شویم یا هستیم

    نام:

    ايميل:

     
       1   2   3      >
  • + هجمه برج‌هاي اشرافي سعودي به يادگارهاي پيامبر(ص)
    نويسنده: يه گداي بي نوا ! شنبه 27/5/1386 ساعت 6:0 عصر

    امروزه يافتن يک برج در مکه، بسيار راحت‌تر از خانه محل تولد حضرت محمد (ص) است.



    به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «آسوشيتدپرس»، نقاط تاريخي مقدسترين شهر جهان اسلام، تحت تأثير حملات پنهان پول و نيز يک مذهب افراطي قرار گرفته است؛ برج‌هاي شيشه‌اي و مرمري در نزديکي کعبه به چشم مي‌خورد که هر روزه ميليون‌ها مسلمان در نقاط جهان به سمت آن نماز مي‌خوانند. در همين حين، رهبران مذهبي مانند دهه‌هاي گذشته، هنوز هم مشغول کارند تا سمبل‌هايي را که معتقدند ترويج بت‌پرستي به جاي پرستش خداست، خراب کنند. در نتيجه، عده‌اي معترض شده‌اند که سختگيري‌هاي اين کشور و سرمايه‌گرايي ناشي از پول نفت، در حال نابودي اين شهر و تاريخ آن است.

    «سامي انگاوي»، مهندس معماري که زندگي خود را به حفظ بقاياي اين منطقه تاريخي اختصاص داده بود، مي‌گويد: «براي من مکه تنها يک شهر نيست. براي من اين شهر مکان مقدس است؛ مکاني براي تنوع و تحمل، اما ديگر اين گونه نيست. هر روز شما مي‌بينيد که ساختمان‌ها بلندتر و بزرگتر مي‌شوند.»

    «ابرج البيت»، مجموعه‌اي از هفت برج است که چند برج آن، تنها در چند ياردي کعبه هنوز هم در حال بالا رفتن است. اين برج‌ها، آخرين نمونه ساخت‌وسازهايي هستند که در سال‌هاي اخير و همزمان با افزايش جمعيت حاجيان به وجود آمده‌اند. اين در حالي است که سال گذشته، جمعيت حاجيان به چهار ميليون نفر رسيده بود. سرمايه‌گذاران عربستاني که بيشتر عضو خانواده پادشاهي عربستان هستند، اين روند را براي برآوردن نيازهاي حاجيان بسيار پرسود يافته‌اند.

    مساحت «ابرج البيت»، 6/15 ميليون متر مربع است؛ چيزي حدود دو برابر مساحت پنتاگون، بزرگترين ساختمان آمريکا.

    اما اين رويش ساختماني، باعث تخريب ميراث تاريخي مکه شده است. در سال 2002 مقامات سعودي، يک ساختمان دويست ساله متعلق به عثماني‌ها را خراب کردند تا به جاي آن، مجموعه‌اي چند ميليون دلاري براي پذيرايي از حجاج احداث کنند.

    اين مکان مقدس، همچنين دهه‌ها تحت حاکميت رهبران مذهبي بوده که مشروعيت مذهبي دولت عربستان سعودي را تأمين مي‌کردند. از ديدگاه وهابي آنان، احترام به اين مناطق تاريخي مانند مقبره حضرت محمد (ص) و خاندانش، نوعي بت‌پرستي است و عبادت در کعبه که در قرآن به آن دستور داده شده، يک استثناست.

    خانه‌اي که حضرت محمد(ص) در آن متولد شده بود، هم‌اکنون در سايه برج بزرگي قرار گرفته است و ديگر نقاط تاريخي نيز مدت‌هاست از بين رفته است. مقامات سعودي در آغاز ـ دهه 1980 ـ مسجد کعبه [مسجدالحرام] را گسترش دادند که باعث از بين رفتن خانه خديجه، همسر پيامبر شد؛ جايي‌ که نخستين جوانه‌هاي اسلام و گرويدن‌ به اين دين در آنجا زده شد.

    پليس مذهبي وهابي‌ها در غار حرا، محل نزول نخستين آيات قرآن به پيامبر، هشدارهايي را نصب کرده که در آن، خواندن نماز و لمس سنگ‌ها را ممنوع مي‌کند.

    مقبره پيامبر(ص) در شهر مدينه، تنها مکاني است که از حاکميت وهابي‌ها سالم مانده و مسجدي در اطراف آن ساخته شده است، اما باز هم مأموران، نماز خواندن در مقبره يا لمس ضريح نقره‌اي آن را ممنوع کرده‌اند.

    در خارج از مسجد پيامبر(ص) نيز وهابي‌ها، قبرستان بقيع را خراب کرده‌اند؛ قبرستاني که مدفن چندين همسر پيامبر، پسران و نوه‌هاي ايشان است.

    همچنين چندين گروه اسلامي مانند بنياد تحقيقات و ميراث اسلامي در لندن و انستيتو امور خليج در آمريکا در تلاش براي حفظ اين نقاط تاريخي هستند و عده‌اي خواستار دخالت يونسکو شده‌اند.


    به نقل از خبرنامه ي بازتاب
    تا بعد!


        دیگرچشم ها( )

  • + واکنش مردم به مصاحبه حسني با سردار رادان
    نويسنده: يه گداي بي نوا ! جمعه 26/5/1386 ساعت 5:0 صبح













    واکنش مردم به مصاحبه حسني با سردار رادان


    خبرگزاري فارس: در پي پخش برنامه کوله‌پشتي از شبکه 3 سيما که در آن فرزاد حسني مجري برنامه عملکرد نيروي انتظامي در طرح امنيت اجتماعي را به زير سؤال برد، مردم طي تماس‌هاي مختلف با 197 نسبت به اين برنامه واکنش نشان دادند.


    به گزارش خبرگزاري فارس، در پيام‌هاي تلفني مردم با 197، غالباً از مجري برنامه به دليل برخورد نامناسب با فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ انتقاد شده است.
    برخي از اين پيام‌ها که در اختيار خبرگزاري فارس قرار گرفته، در ادامه مي‌آيد.

    * ضمن تشکر از حضور سردار رادان در برنامه کوله‌پشتي مي‌خواهم از طرف کل ملت ايران از سردار رادان، بابت برخورد نامناسب آقاي حسني معذرت خواهي کنم. چرا صدا و سيما اجازه صحبت به اين صورت را به مجري خود مي‌دهد. اين آقاي فرزاد حسني بعضاً بي‌ادبي و ناهنجاري‌ را به جوان‌هاي ما ياد مي‌دهد. من از سردار رادان شرمنده هستم و اجرشان با سيد‌الشهدا و حضرت زهرا(س) و انشا‌ءالله خود و خانواده‌ خودشان و همچنين نيروي انتظامي سلامت باشند.

    *چرا در تلويزيون يک مجري که خود ظاهر چندان مناسبي ندارد اجازه مي‌يابد که به سردار مملکت توهين ‌کند؟‌ به سردار بگوييد مردم از برخورد اينگونه با يک پليس و سردار مملکت ناراحت مي‌شوند.

    *درباره برنامه کوله پشتي چند مطلب بود که مي‌خواستم به سردار بگوييد. بهتر است اول با خود آقاي حسني و با آن ظاهر نامناسبي که ايشان دارد برخورد شود. چرا اين آقا با اين آرايش صورت و موهاي ژل زده اين‌گونه در تلويزيون ظاهر مي‌شود. سردار چرا اجازه مي‌دهد که شخصيتي اين چنيني با ايشان صحبت کند.

    * انتقاد فرزاد حسني از ادبيات و نوع برخورد نيروي انتظامي درست بود. پليس نبايد چون آن لباس را پوشيده تحکمي برخورد کند. البته برخورد با اراذل و اوباش و معتادان و قاچاقچيان خوب است. فرزاد حسني احساساتي نشد بلکه حرف دل ما را گفت.

    * به سردار رادان بگوييد اين طرح برخورد با بدحجابي و ارتقاي امنيت اجتماعي خيلي درست است و بايد ادامه بدهند. چون همه شيعيان از اين‌که نواميس‌شان اينگونه در ملاء عام بگردند راضي نيستند و من به عنوان يک شهروند از اجراي اين طرح تشکر مي‌کنم. وقتي کسي خلاف روند جامعه مي‌خواهد رفتار کند بايد منتظر برخورد هم باشد ضمن اينکه اجراي عدالت بدون زور امکان ندارد. کار پليس بسيار خوب بوده است و مردم راحت شدند.

    * درباره برخورد با آرايش صورت و موهاي آقايان که سردار در برنامه صحبت مي‌کند و مي‌گويد برخورد مي‌شود چرا با موها و ابروهاي اين آقا برخورد نمي‌شود و چرا صدا و سيما اين‌گونه مجريان را قبول مي‌کند.

    *سردار در برنامه کوله پشتي از صحبت‌هاي مجري که بيان کرد مأموران بد صحبت مي‌کنند ناراحت شد ولي بايد به ايشان بگوييد که در نظرسنجي مردم اعلام مي‌کنند بدترين رفتار و بي‌ادبي از نيروي انتظامي است.

    * مي‌خواستم با صدا و سيما تماس بگيرم و از اين بي ادبي و بي حرمتي آقاي حسني انتقاد کنم ايشان از حدشان گذراندند و از آقاي رادان تشکر مي کنم که آنقدر با حوصله جواب ايشان را دادند اصلاً اين برنامه در آن سطح نيست که بزرگواري مثل آقاي رادان در آن برنامه شرکت کنند.

    *برنامه کوله پشتي را ديدم مي‌خواستم تشکر کنم هم از آقاي رادان و هم از کليه مأموران نيروي انتظامي که همه زحمت مي‌کشند. از نوع برخورد و جبهه گيري مجري برنامه نيز انتقاد دارم.

    *حرف هاي آقاي حسني بعضاً درست بود ولي بي ادبانه مطرح شد.

    *آقاي حسني اگر حرف درستي هم زد ولي چون با غرور و تکبر و بعضاً بدون رعايت حرمت فرمانده پليس بود اثر منفي داشت.

    * بايد واقعيت‌ها را قبول کرد اين حرف همه مردم است که اين طور مأموراني وجود دارند و اين حرف همه مردم است خيلي راحت و با شهامت قبول مي‌کرديد بد نيست که انتقادها را مي‌پذيرفتيد آقاي حسني واقعيت‌ها را گفتند.

    * امشب برنامه کوله پشتي را ديدم خيلي ناراحت شدم از اينکه صدا و سيما اجازه مي‌دهد يک مجري بيايد در تلويزيون به مقام فرماندهي نيروي انتظامي تهران آنقدر جسارت و گستاخي کند. از سردار رادان به خاطر صبر و شکيبايي در محاوره‌اي که با اين جوان داشتند تشکر مي‌کنم و از ايشان خواهش مي‌کنم ايشان که طرح اصلاحات را گذاشته‌اند ابتدا بايد از همين مجري شروع کنند که اين‌طور در رسانه ملي ظاهر مي‌شوند و با احساس و عواطف مردم بازي مي‌کنند.

    *آقاي فرزاد حسني که نه وضع ظاهري مناسب دارد و نه فرد مؤدبي است رفتار ناشايست و بي‌ادبانه‌اي داشت. سردار رادان به عنوان يک نظامي نبايد اين رفتار را تحمل مي‌کرد بلکه بايد اين گفت‌وگو را ترک مي‌کرد. آقاي حسني که ظواهر يک ايراني را رعايت نمي‌کند هم از نظر نوع پوشش و هم آرايش ايشان نبايد به آن صورت با سردار يک مملکت صحبت مي‌کرد سردار بايد براي شخصيت ساير نظامي‌ها اهميت قائل شوند ايشان سردار هستند و نبايد اجازه مي‌دادند چنين برخوردي با ايشان شود.

    * آقاي حسني بسيار بد با آقاي رادان صحبت کردند و در انتهاي برنامه اجازه ندادند که آقاي رادان پاسخ ايشان را بگويند. خواهش مي‌کنم به آقاي رادان بگوييد اگر براي شما مقدور است در ‌چنين برنامه‌اي که مجري تلويزيون به شما اهانت مي‌کند و اجازه صحبت کردن نمي‌دهد، شرکت نکنيد شما سردار هستيد و نبايد به شما آنقدر اهانت شود.

    *برنامه کوله پشتي را نگاه مي‌کردم که ديدم سردار بايک فردي که ظاهر مناسبي ندارد‌، صحبت مي‌کند. من از سردار رادان شکايت دارم که در حضور ميليون‌ها انسان خودش را کوچک کرده و چرا با چنين فردي مصاحبه کرده است.

    * چرا سردار با اين مجري نشستند و مصاحبه مي‌کنند اين مجري در چه جايگاهي است که اين‌گونه صحبت مي‌کند مگر يک مجري بيش‌تر است که اينگونه سوال مي‌کند اگر قرار است برخورد شود اول بايد با اين مجري با آن وضع ظاهر نامناسب برخورد شود. به سردار رادان مي‌گويند به صحبت‌هاي شما آفرين مي‌گوييم ايشان چه کسي است که بخواهد آفرين بگويد و يا نه. ايشان نماينده مردم نيست که اينگونه صحبت مي‌کند با آن همه ادعا و غروري که دارد سردار چرا قبول کردند که با اين مجري صحبت کند که وسط صحبت‌هايش بپرد و اجازه صحبت ندهد. بهتر است اين مجري خود را جلوي آينه ببيند و بعد بگويد که قيافه شما ترسناک است.
    انتهاي پيام/


        دیگرچشم ها( )

  • + ترفند تبليغي اسرائيل براي تشويق آمريکا جهت حمله به ايران
    نويسنده: يه گداي بي نوا ! پنجشنبه 25/5/1386 ساعت 3:0 عصر

    ايران، آلمان نازي جديد و محمود احمدي‌نژاد، يک هيتلر جديد است؛ اين همان چيزي است که مقامات اسرائيلي، دست‌کم در چند ماهه اخير براي ترغيب آمريکا و متحدانشان براي حمله به ايران انجام داده‌اند و اگر بخواهيم به گزارش‌هاي اخير رسانه‌ها اعتماد کنيم، بايد بگوييم که آنها در اين راه موفق بوده‌اند. در اين زمينه بايد گفت، ديک‌چني در کاخ سفيد در تلاش براي طرح‌ريزي حمله به ايران است.



    به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از سايت خبري تحليلي «کانترپانچ»، جاناتان کوک روزنامه‌نگار ساکن ناصره در تحليلي از اهداف و رفتارهاي اسرائيل عليه ايران و يهوديان ايراني آورده است: به تازگي «بنيامين نتانياهو»، رهبر حزب اپوزيسيون اسرائيل گفته است: ما به سال 1938 بازگشته‌ايم و ايران آلمان شده است. احمدي نژاد هم به دنبال هولوکاستي ديگر عليه کشور يهودي است.

    چند هفته پيش نيز سازمان اطلاعاتي ارتش اسرائيل، در ادامه روندي که از دهه 1990 آغاز شده است، ادعا کرد: ايران تنها يک سال با دستيابي به بمب اتم فاصله دارد که اين نشان مي‌دهد نتانياهو، تنها کسي نيست که ادعاهاي اغراق‌آميز را درباره ايران مطرح مي‌کند، چرا که شيمون پرز، اهود اولمرت و ديگران نيز به نوبه خود، ادعاهاي مشابهي را مطرح کرده‌اند.

    اما اگر ايران واقعا آلمان نازي و احمدي‌نژاد، هيتلري است که آماده نسل‌کشي يهوديان است، پس چرا هم‌اکنون حدود 25 هزار يهودي در آرامش کامل در ايران زندگي مي‌کنند و به رغم درخواست‌هاي پي‌درپي اسرائيل و يهوديان آمريکايي، تمايلي به ترک ايران ندارند؟
    بنيان اين ادعاهاي اسرائيل، ترغيب متحدانش براي حمله به ايران است، به ويژه با اظهارات بوش درباره دفاع از استراتژي‌هايش در عراق و اين‌که هنوز هم ايران را تهديدي براي حذف اسرائيل در نقشه مي‌داند.

    اين افسانه‌ها زماني با سرعت بيشتري منتشر شد که دو سال پيش، در ترجمه سخنان احمدي‌نژاد، اشتباهاتي رخ داد. کارشناسان زبان فارسي تأييد کرده‌‌اند که رئيس‌جمهور ايران، به هيچ روي منظوري براي حذف اسرائيل از نقشه نداشته و تنها در حال نقل قول سخنان آيت‌الله خميني بوده که در آن، بر حمايت از مردم فلسطين تأکيد و اعلام کرده: رژيم صهيونيستي اورشليم از صفحه روزگار محو خواهد شد.
    منظور ايشان، قتل‌عام يهوديان نبود، بلکه تنها قصد مقايسه اشغال فلسطين با ديگر سيستم‌هاي نامشروع حکومت مانند حکومت شاه در کشور خودشان، نژادپرستي در آفريقاي جنوبي و امپراتوري شوروي را داشت، اما اين ترجمه مغرضانه به اين دليل باقي مانده و بزرگ شد که اسرائيل و حاميانش مي‌خواستند از آن براي اهداف تبليغاتي خود استفاده کنند.

    در همين حال، جامعه قدرتمند 28 هزار نفره يهوديان ايران که بزرگترين جامعه يهوديان خاورميانه در خارج از اسرائيل است که ريشه آنها به سه هزار سال پيش بازمي‌گردد. به عنوان يکي از اقليت‌هاي مذهبي ايران، آنان هم با تبعيض‌هايي روبه‌رو هستند، اما وضعيت زندگي آنان، بسيار بهتر از فلسطيني‌هايي است که در نوار غربي رود اردن و غزه در اشغال اسرائيل زندگي مي‌کنند.



    يهوديان ايران، حق تصدي پست‌هاي نظامي و حکومتي را ندارند، اما از آزادي‌هاي بسيار ديگري مانند داشتن نماينده در مجلس ايران، انجام آزادانه اعمال مذهبي و سفر آزادانه به نقاط گوناگون جهان، از جمله اسرائيل برخوردارند؛ براي نمونه در تهران، شش قصابي و حدود سي کنيسه وجود دارد. دفتر احمدي‌نژاد هم به تازگي به يک بيمارستان يهوديان در تهران کمک مالي کرد.

    «سيامک موره صادق»، يکي از رهبران يهود در تهران مي‌گويد: «يکسان پنداشتن يهوديت و صهيونيسم مانند اين است که اسلام و طالبان را يکي بدانيم.» رهبران ايران، همواره مخالف صهيونيسم بوده‌ و از آنان به خاطر تبعيض ميان فلسطيني‌ها انتقاد کرده‌‌اند، اما هميشه اعلام نموده‌‌اند هيچ مشکلي با يهوديت و يهوديان و حتي کشور اسرائيل ندارند.
    احمدي‌نژاد نيز که به حامي نسل‌کشي معرفي شده، درواقع، تنها خواستار تغيير رژيم در اسرائيل و سپس برگزاري انتخاباتي است تا ساکنان اسرائيل و سرزمين‌هاي اشغالي درباره ماهيت دولتشان تصميم بگيرند.

    به رغم اين‌که هيچ تهديدي براي يهوديان ايران نيست، به تازگي رسانه‌هاي اسرائيلي، گزارش داد‌ه‌اند که دولت اسرائيل مي‌خواهد راه‌هاي جديدي براي جذب يهوديان ايران بيابد.
    روزنامه «معاريو» نيز به تازگي اعلام کرده است: تدابير گذشته اسرائيل، با استقبال کمي روبه‌رو شده و نهادهاي ديگر نيز از تمايل نداشتن يهوديان براي ترک اين کشور خبر داده بودند.
    همچنين يک روزنامه نيويورکي در اين باره گزارش داد: تلاش‌هاي اسرائيل براي مهاجرت يهوديان از ايران، تنها باعث جذب 152 نفر از اين جامعه 25 هزار نفري ـ از اکتبر 2005 تا سپتامبر 2006 ـ شده است که بيشتر آنها نيز مهاجرت خود را به دلايل اقتصادي دانسته‌‌اند،‌ نه سياسي.

    اسرائيل نيز براي پيشبرد تلاش‌ها و جلوگيري از رسوايي ناشي از ادعاهايش، مبني بر نسل‌کشي زودهنگام يهوديان و يهودياني که به راحتي در تهران زندگي مي‌کنند، از حرکت‌هاي اخير حاميان مالي خود در تضمين دادن شصت هزار دلار به هر خانواده يهودي ايراني که به اسرائيل برود و ديگر امتيازاتي که براي مهاجران يهودي در در اين منطقه موجود هست، حمايت کرده است.
    البته اين حرکت با بيانيه جامعه يهوديان ايران همراه شد که اعلام کرده بودند: هويت ملي آنان فروشي نيست و به ريشه‌هاي عميق خود در کشور و فرهنگ ايراني اشاره کردند.

    با توجه به تجربيات گذشته، پيشنهادهاي مالي هيچ گاه تأثير چنداني ندشته است، به گونه‌اي که اسرائيل، چند سال پيش هم زماني که آرژانتين دچار بحران اقتصادي شده بود، پيشنهاد بيست هزار دلاري براي هر يهودي آرژانتيني که به اسرائيل مهاجرت کند، داده بود.


    اين در حالي بود که چند ماه بعد، رسانه‌هاي اسرائيلي، از افزايش احساسات اقدامات و حملات ضدصهيونيستي در آرژانتين خبر دادند که تنها باعث افزايش فشارها بر يهوديان شده بود.

    به اين ترتيب، اگر اسرائيل با اين کارها نيز موفق نشود، آنگاه اين کشور، روش‌هاي ديگري را مشابه آنهايي که درباره يهوديان حاضر در کشورهاي عرب پياده کرد، به صحنه خواهد آورد و اسرائيل اين دسته از يهوديان را مجموعه‌اي از جاسوسان بالقوه مي‌دانست که اين کشورها مي‌توانستند در شرايط ويژه، استفاده‌هايي از آنها بکنند.
    در عمليات «سوزانا» در سال 1954 اسرائيل بي‌باکانه، شماري از يهوديان مصر را استخدام کرد تا چند انفجار را در مصر انجام دهند تا بريتانيا از کانال سوئز عقب‌نشيني نکند. زماني که هويت بمب‌گذاران آشکار شد، باعث بي‌اعتمادي بي‌اندازه در ديگر اعضاي جامعه يهوديان مصر گشت.

    دو سال بعد در پي تجاوز اسرائيل به صحراي سينا، دولت جمال عبدالناصر، حدود 25000 يهودي مصري را تبعيد نمود و پس از اين‌که عده‌اي ديگر به جاسوسي و زندان محکوم شدند، بقيه سريع کشور را ترک کردند.
    اسرائيل براي اقدامات بعدي در راستاي بيرون کردن بزرگترين جامعه يهوديان عرب جهان در عراق، فراتر رفته و بيشتر از گذشته بدنام شد.
    در سال 1950 مجموعه‌اي از بمب‌گذاري‌ها با هدف قرار دادن يهوديان اين شهر و متهم کردن اعراب افراطي به اين کار، باعث مهاجرت سريع حدود 130 هزار يهودي به اسرائيل و بعدها مشخص شد عاملان آن، اعضاي شبکه زيرزميني صهيونيستي تحت حمايت دولت اسرائيل بوده‌اند.

    هم‌اکنون يهوديان ايران ممکن است با وضعيت مشابهي روبه‌رو شوند. گزارش‌هايي از تلاش‌هاي اسرائيل براي ايجاد شبکه‌اي براي جاسوسي در برنامه اتمي ايران با استفاده از يهوديان اين کشور موجود است که منابعي مانند روزنامه‌نگاران و خبرنگاران آمريکايي همچون «سيمور هرش» به نقل از مقامات آمريکايي آن را بيان کرده‌اند.

    پيش‌بيني نتيجه اين کارها چندان سخت نيست؛ مقامات ايراني که زير فشارهاي شديد جامعه بين‌الملل و آمريکا هستند، به خوبي از اين کارها آگاه بوده و از زير سئوال بردن وفاداري يهوديان ايران به شدت خودداري کرده و يهوديان نيز با آگاهي از اين تحرکات، در همين راستا گام برداشته‌اند، اما با افزايش تنش‌ها اسرائيل نياز بيشتري به اثبات تمايل ايران براي نسل‌کشي يهوديان دارد که مي‌تواند هم براي اسرائيل و هم براي يهوديان ايران سنگين تمام شود.


    استفاده ابزاري از خانواده‌هاي يهودي در ايران براي پيشبرد اهداف اسرائيل در تحريک جهان عليه ايران، بسيار مهمتر از رفاه و آسايش اين دسته از يهوديان است. براي افرادي که مي‌خواهند جنگ تمدن‌ها را راه بيندازند، قدمت و مشروعيت سه هزار ساله يهوديان ايران، مسئله‌اي که به آن افتخار کنند، نيست بلکه تنها مانعي براي ايجاد جنگ است.
    «جاناتن کوک»، روزنامه‌نگار ساکن ناصره و نويسنده کتاب «خون و مذهب: چهره واقعي يهوديان و يک کشور دمکراتيک».


    ببخشيد طولاني شد
    به نقل بود از خبرنامه ي بازتاب


        دیگرچشم ها( )

  • + کيهان: سي‌دي يانگوم، خطرناکتر از هزاران تن موادمخدر
    نويسنده: يه گداي بي نوا ! چهارشنبه 24/5/1386 ساعت 6:0 عصر

    شايد کمتر کسي از تماشاگران تلويزيون باشد که با شخصيت دختر جواني به نام «يانگوم» آشنا نباشد. دختري جوان که در دربار سلطنتي قرن هفدهم کره، ابتدا در آشپزخانه خدمت مي‌کرد و بعد هم طي فعل و انفعالاتي تبعيد شد، اصول پزشکي آموخت و در بازگشت، اولين پزشک زن دربار شاه و ملکه کره شد و به درمان خاندان سلطنتي و درباريان پرداخت.
    به نوشته «کيهان»، سريال «جواهري در قصر» که به زندگي «يانگوم» مي‌پردازد، تا آنجا که تلاش دختري جوان و يتيم را نشان مي‌دهد که بدون هراس از مشکلات و سختي‌ها، با استعانت از خداوند و با عزمي راسخ، مقابله با بدخواهان و حسودان را تنها با آموزش علم و دانش و کوشش و تقلاي بي‌وقفه دنبال مي‌کند و با همين تلاش و کوشش است که در هر گام موفق مي‌شود، قابل قبول و تا حدودي آموزنده به حساب مي‌آيد. اما وقتي خداي ناکرده همين کاراکتر در کنار شخصيت‌هاي بي‌مانند ديني و ملي و اخلاقي که از ديدگاه‌هاي مختلف، اسطوره‌هاي والاي تاريخ بشريت به شمار آمده‌اند و همچنين بالاتر از نمونه‌هاي اخلاق و رفتاري گرانقدر اين سرزمين، بخواهد الگوي نسل جوان قرار گيرد، آنگاه همه آن جنبه‌هاي مثبت به ضد خود بدل شده و در جهت اهداف دشمنان ديرين اسلام و ايران، تاثيرات منفي جبران ناپذيري برجاي خواهد گذارد.
    سالهاست که دشمنان هميشگي اين مرز و بوم سعي داشته‌اند در مقابل الگوهاي ترديدناپذير اسلامي و شيعي مردم، نمونه‌هايي قلابي و تقلبي را با تبليغات و پروپاگانداي شديد در ذهن و روح آنها نفوذ دهند تا به آساني بتوانند منابع و ذخاير مادي و انساني و معنويشان را غارت نمايند. زماني با ناسيوناليسم و تاريخ باستان، زمان ديگر با روشنفکرنماها و شبه روشنفکران و گاهي هم با چهره‌هاي مشکوک غربي و شرقي کوشش کرده‌اند تا الگوهاي واقعي اسلامي و ايراني را در ذهن جوانان ايراني کمرنگ نمايند. اينک دايره اين تلاش به سريال‌هاي تلويزيوني که از رسانه ملي به نمايش درمي‌آيد نيز کشيده شده است. از ياد نبرده‌ايم که زماني اين سوءاستفاده در مورد سريال‌هايي همچون «سالهاي دور از خانه» و کاراکتري مانند اوشين صورت گرفت که او را تا حد قديسين مذهبي نيز رساندند. و امروز نيز چنين تبليغات انحرافي در مورد کاراکتر مشابه ديگري به نام «يانگوم» صورت مي‌گيرد. کاراکتري که نهايت آرزو و آمالش خدمت به دربار سلاطين و شاهان است و اغلب لحظات مثبت اين سريال در خوش آمد شاه و ملکه و عاليجنابان و درباريان مي‌گذرد. «يانگوم» لحظاتي شاد و راضي و سرخوش است که توانسته باشد، رضايت ملکه يا مادر شاه را جلب کرده باشد و در حالي که مردم فقير کره در اثر بيماري هاي واگيردار، گروه گروه جان مي‌سپارند، حتي لحظه‌اي دگرگوني مزاج مادر شاه براي وي نگران کننده و اضطراب آور است!!
    اما اينک براي بزرگ کردن و الگوسازي از چنين کاراکتري، مطبوعات زرد و نشريات شبه روشنفکري، دست به دست هم داده‌اند تا در کنار باندهاي قاچاق فيلم‌هاي غيرمجاز خارجي و همچنين برخي ارباب تسامح و تساهل در شبکه دوم سيماي جمهوري اسلامي، از «يانگوم» شخصيتي ملي و الگويي بي‌مانند براي مردم بسازند.
    فقط به تيترهاي نشريات موسوم به زرد توجه کنيد که هر هفته با خبري از يانگوم کيوسک مطبوعاتي‌ها را به تسخير خود درآورده‌اند:
    «عشق آتشين يانگوم»
    «يانگوم بچه‌دار مي‌شود»
    «يانگوم به تهران مي‌آيد»
    «پيام يانگوم به علاقمندان ايراني‌اش»
    «دلايل شکست تيم ملي فوتبال از زبان يانگوم»
    «يانگوم در بيمارستان بستري مي‌شود»
    «مصاحبه اختصاصي با يانگوم» و...
    انبوه مطالب و اخبار جعلي از يانگوم، تيتر اصلي بسياري از مجلات و روزنامه‌هاي معلوم‌الحال مي‌شود (يادش به خير زماني اگر به اين صورت، برخي مجلات و نشريات به دامن ابتذال رسمي مي‌افتادند، لااقل هيات نظارت بر مطبوعات، يک اخطارهايي مي‌داد ولي امروز گويي همه چيز به خير و خوشي پيش مي‌رود!!!) و در کنار آنها روزنامه شبه روشنفکري «هم‌ميهن» (قبل از توقف انتشار) به قول خودشان در قلب پوپوليسم قرار مي‌گيرد و ويژه‌نامه‌اي را با عکس درشت يانگوم بر روي جلد به اين سريال و کاراکتر اختصاص مي‌دهد که ضمن شرح کامل ماوقع و بيان داستان و ماجراي يانگوم به اصطلاح واقعي، تبليغي هم براي DVD هاي کامل آن مي‌کند. (معلوم نيست بين مافياي قاچاق فيلم‌هاي غيرمجاز قانوني و سردمداران موسوم به اصلاح طلب روزنامه «هم ميهن» چه تباني‌هاي سياسي و اقتصادي وجود داشته که به نظر کشف و افشاي آن وظيفه وزارت اطلاعات باشد تا لااقل براي يک بار هم که شده پرده از روابط پنهاني باندهاي عظيم ورود فيلم ها و CD ها و DVDهاي مخرب به کشور برداشته شود که چگونه با صرف ميليون‌ها دلار، در کمترين مدت، اين فيلم‌ها وارد کشور شده و در تيراژ وسيع در سراسر اين سرزمين با زيرنويس فارسي توزيع مي‌شود تا ضدارزشي‌ترين مفاهيم و افکار عليه اسلام و ايران را در ميان اذهان نسل جوان تکثير و پخش کنند. آنچه که از هزاران تن مواد مخدر و افيوني، خطرناکتر و ويران کننده‌تر است.)
    بلافاصله همان DVDها در تيراژ وسيع در برخي فروشگاه‌هاي محصولات فرهنگي عرضه شد و بعضا نيز با ارائه شماره تلفني، آن را به طور رايگان تا در منزل آورده و مي‌آورند. (تهاجم فرهنگي از اين سهل و آسان‌تر؟!). راستي در اينجا وظيفه نهادهاي فرهنگي و امنيتي و انتظامي چيست؟
    از طرف ديگر گفته شد که شبکه دوم سيما (شبکه پخش کننده سريال جواهري در قصر) براي تبليغات افزونتر اين سريال، تمهيدات ويژه‌اي درنظر گرفته و با پول بيت‌المال يکي از مجريان برنامه «مردم ايران سلام» (منصور ضابطيان) را در جريان برگزاري جام ملت‌هاي آسيا، به بهانه اين جام روانه کره جنوبي کرده (معلوم نيست چگونه مسئولان صداوسيما خبرنگار خود را به جاي کشورهاي برگزارکننده مسابقات به کره جنوبي فرستادند!!) تا ضمن تهيه گزارش از پشت صحنه سريال «جواهري درقصر» (احتمالا خريد آن از تلويزيون کره)، گفت‌وگويي هم با بازيگر نقش يانگوم داشته باشد که در آن بيشتر شاهد توصيه‌هاي اخلاقي و رفتاري اين خانم باشيم. اين در حالي است که مدتها پيش بر روي وب‌سايت‌هاي هوادار اين سريال و کاراکتر يانگوم، عکس‌هاي مختلفي از اين بازيگر منتشر شد که تصاوير مستهجني از وي را به نمايش مي‌گذارد و نشان مي‌داد که ايشان برخلاف تبليغات رسانه‌اي در ايران، چندان هم به مباني اخلاقي و رفتاري لااقل از ديدگاه فرهنگ ديني و ملي ما، معتقد نيستند.
    نمي‌دانم آن پشت صحنه و گفت‌وگوي ذکر شده از برنامه «مردم ايران سلام» تا زمان انتشار اين مقاله پخش گرديده است يا نه؟ ولي همينقدر مي‌دانم که خود مجري برنامه بارها براي پخش آن تبليغ کرد و وعده نمايشش را به مردم داد.
    خلاصه کلام اينکه، مسئولان فرهنگي مي‌بايست در مقابل اينگونه الگوسازي‌هاي انحرافي و ضدارزشي، حساسيت بيشتري از خود نشان داده و يا حداقل آب به آسياب آن نريزند. يادمان نرود که اينگونه الگوسازي‌ها همواره از موثرترين طرح‌ها براي پيشبرد تهاجم فرهنگي در کشورهاي اسلامي بوده است.


    خبرنامه ي بازتاب
    خودمونيم چه قدر از بازتاب براتون ميزنم ها!!!
    تا بعد!


        دیگرچشم ها( )

  • + آمريکا براي مبارزه با تروريسم دست به دامن هکرها شد
    نويسنده: يه گداي بي نوا ! سه‏شنبه 23/5/1386 ساعت 3:0 عصر

    مقامات فدرال آمريکا مي‌خواهند براي مبارزه با جرايم و تروريسم و در حالي که هنوز جنگ بين حريم خصوصي و امنيت عمومي در جريان است، از هکرهاي کامپيوتري کمک بگيرند.

    به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از خبرگزاري فرانسه، آژانس امنيت ملي آمريکا، وزارت دفاع و «اف.بي.آي»، از آژانس‌هاي جاسوسي، نظامي و پليسي بودند که در DefCon (همايش بين‌المللي ويژه هکرها در لاس وگاس) حضور داشتند.

    «جف ماس»، بنيانگذار اين اجلاس، مي‌گويد: در اين کنفرانس سه روزه، حدود شش هزار هکر و متخصص امنيت کامپيوتري حضور داشتند و بازي‌ها، رقابت‌ها و سمينارهاي آن نيز به نفوذ در کامپيوترها، سايت‌هاي اينترنتي و برنامه‌هاي نرم‌افزاري مربوط است.

    همچنين در اين کنفرانس، مقداري پول نيز براي بنياد آزادي الکترونيک که يک سازمان غيرانتفاعي حقوقي که حافظ حقوق آنلاين و حريم خصوصي اينترنتي مورد تجاوز هکرهاست، جمع‌آوري مي‌شود.
    اين در حالي است که وکلا و حقوقدانان اين بنياد، آژانس امنيت ملي آمريکا را به کنترل غيرقانوني ارتباطات ايميلي و تلفني افراد متهم مي‌کنند.

    «نوني ساگر»، رئيس مرکز تحليل آسيب‌پذيري آژانس امنيت ملي، در يک سخنراني گفت که سازمانش به اميد اين‌که اين هکرها و متخصصان اينترنتي در هر جايي که باشند، به متحد آنها براي ايجاد امنيت در فضاي اينترنت تبديل شوند، به تبادل اطلاعات با آنها خواهند پرداخت.

    وي همچنين به خبرگزاري فرانسه گفت: «مطمئن نيستم بتوانم اعتماد آنان را جلب کنم، اما گمان مي‌کنم که ما و آنان، از يک جامعه بزرگتر هستيم. در قديم مهم بود که ما چه چيزهايي کشف مي‌کنيم، اما هم‌اکنون کشفيات مهم است.»

    بنا بر گفته‌هاي، مقامات فدرال در DefCon روشن‌ترين مغزهاي فني در زمينه کامپيوتر براي مبارزه با جرايم قرن جديد و تروريسم دور هم جمع مي‌شوند و ديدگاه جديدي از فعاليت‌هاي خصوصي در اين زمينه را به دولت مي‌دهند.



    با توجه به اين که هکرهاي حاضر در اين مراسم، روابط خوبي با مقامات فدرال داشتند، دو نفرشان نيز در همين کنفرانس با هم ازدواج کردند و اين در حالي است که شمار بسياري از آنان، بر اين باورند که امنيت آنلاين، باعث نگراني درباره امنيت عمومي شده است.

    «دينگلدين» که يک هکر است، مي‌گويد: آژانس امنيت ملي آمريکا، سال‌هاست تلاش کرده تا به نفوذ در کامپيوترها بپردازد، اما موفق به انجام آن نشده است و من خوشحالم که آنان دريافته‌اند که ديگران هم مي‌توانند به آنان کمک کنند.


    خبرنامه ي بازتاب


        دیگرچشم ها( )

       1   2   3      >

  • چشمی به تمامی چشمه ها بدوز
  • [1/8/1386- 3:8 ع] به نام خدايي که زيباست و زيبايي را دوست دارد
    [18/7/1386- 5:0 ع] اهداف اولمرت از شرکت در کنفرانس باصطلاح صلح خاورميانه فاش شد؛ تل
    [17/7/1386- 10:0 ص] ابزار براندازي جمهوري اسلامي در دست آمريکا نيست
    [16/7/1386- 10:0 ص] برنامه هسته‌اي 44 ساله اسرائيل
    [15/7/1386- 10:0 ص] سريال بي‌بي‌سي از برنامه هسته‌اي ايران
    [14/7/1386- 10:0 ص] ساز مخالف پاريس در اتحاديه اروپا عليه ايران
    [13/7/1386- 10:0 ص] بزرگ‌ترين کتابخانه ديجيتالي
    [12/7/1386- 10:0 ص] طرح مطبوعاتي حمله به «سپاه قدس» با چه هدفي؟
    [11/7/1386- 10:0 ص] سفير آلمان: شرايط سخت اقتصادي با ايران
    [10/7/1386- 10:0 ص] ميهمانان افطاري وزير خارجه اسرائيل!
    [22/6/1386- 8:0 ع] و باز هم اسرائيل
    [آرشيو شده ها]